![]() |
![]() |
|
| چه می شود همه از جنس آسمان باشیم . . . |
|
سلام. تاحالا شنیدید که میگن فلانی خیلی دلش پاکه! اینجوری به سر ووضعش نگاه نکن!از خیلیای دیگه که جانماز آب می کشن مومن تر وباخداتره!!!؟؟؟ اینکه دل باید پاک باشه درواقع بهانه ایه برای گُریزِ جاهلانه از مَصونیّتِ حجاب وآویختن به شاخه ی بی قید وبَند بودن.وگرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک دیده بشه.ظاهرآینه ی باطنه و(ازکوزه همان برون تَراوَدکه دراوست) زن به خاطر ارزش وکرامتی که داره باید محفوظ بمونه وخودشو حراج نکنه. دربازار سوداگران شهوت این سادگی وخامیه که کسی خودشو درمعرض دید وتماشای نگاه های مسموم وچشمهای ناپاک قراربده وبه دلبری وجلوه گری بپردازه.وخیال کنه بیماردلان وراهزنان عفاف رُو به وسوسه نمیندازه.واز زهر گناهها ونیش پشه های شهوت در امان می مونه!!! بعضی ازنگاهها ویروس گناه منتشر می کنه وبعضی از چهره ها حشره ی مزاحمت جمع می کنه.خراب کردن همه ی دیوارها وبرداشتن همه ی پرده ها و بازگذاشتن همه ی پنجره ها نشانه ی تیره اندیشیه نه روشنفکری!علامت جاهلیَّتِه نه تمدّن!میگی نه!؟ به طومارِ اونایی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست پشیمونی به سر غفلت خودشون می زنند وبرجهالت خودشون لعنت می فرستند.کسی که از جماعت رُسوا نَگُریزه رسوای جماعت میشه.اونی که ایمان رو به لقمه ای نان می فروشه اونی که یوسف زیبایی رو باچند سکّه ی تقلُّبی عوض می کنه اونی که کودک عفاف رو جلوی صدها گرگ گرسنه می بره وبه تماشا می ذاره روزی هم اشک حسرت به دامن پشیمونی می ریزه و درآخرت هم به آتش بی پروایی خودش خواهدسوخت... از همون اوّل که جامه ی عفاف سفید وشفّافه نباید گذاشت چِرکابه ی گناه بَراون بپاشه .ازهمون اوّل باید مواظب بودکه این کاسه ی چینی نشکنه واین جام بلورین تَرَک برنداره.آره!ازهمون اوّل نباید به پای بیگانه اجازه ی ورود به مزرعه ی نجابت رو دادکه بوته های نُورَس ِعصمت رو لگدمال کنه.ولی...گریه بی حاصل و بی ثمره وقتی که شاخه شکست وگُل چیده شد...!!! حالا که درآستانه ولادت باسعادت الگوی همه ی بانوان عالم حضرت زهرا(س) هستیم بحث «گل عفاف»رو باکلامی عمیق وپرمعنا از این بانوی آسمانی به پایان می برم.فقط اینو قبلا بگم که منظورِ ایشون مردانِ نامَحرَمهِ .انشاالله که سرمشق زندگی همه ی ما قراربگیره. فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) فرمود: «بهترین چیز برای زنان آنست که مردان رانبینند ومردان آنها رانبینند.»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 17:37 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
سالروزشهادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وفاجعه عظیم رحلت جانسوزمرجع بزرگ جهان اسلام حضرت آیت الله فاضل لنکرانی(ره) به محضر آقا امام زمان وهمه ی شیعیان دلسوخته تسلیت باد... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 17:5 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
هیچ باغبونی رو سرزنش نمی کنن که چرادورِ باغ خودشو حصار وپَرچین کشیده.چون باغِ بی دیوار ازآسیب مصون نیست ومیوه ومحصولی برای باغبون نمی مونه. هیچ کس هم با نام ِ(آزادی)دیوار خونه ی خودشو برنمی داره وشبها درِحیاطشو باز نمیذاره چون رخنه ی دزد جِدّیهِ. هیچ صاحب گنج وجواهری نمیادجواهرات خودشو بدون حفاظ درمعرض دیدِرهگذران بذاره تا جلوه کنه وچشم ودل بِبَره.چون خودِ جواهر هم رُبوده میشه.آره.هرچی قیمتی تر باشه درصدِمراقبت از اون بالاتر می ره..اگه درِ شیشه ی عطر رو باز بذاری عطرش می پََّره. تا اینجاشو قبول داری؟حالا یه سوال دارم.گوهرِعفاف رو به بَهای چندتا نامه ونگاه ولبخند میشه فروخت؟....... گوهرعفاف وپاکی کم ارزشتراز طلا وپول ومحصول باغ ووسایل خونه که نیست؟زن به خاطر عصمتی که داره ومیراث دارپاکیِ مَریَمِه نبایدبازیچه ی هوَس وآلوده به ویروس گناه بشه.دزدان ایمان وغارتگران شرف زیادن.اگه درمقابل پنجره ی خونه ت توری نزَنی ازنیش پشه ها ومزاحمت مگس ها در امان نمی مونی.بااین کار خودتو مَصون می کنی نه محدود وزندونی...وقتی دَرِخونه رومی بندی یا پشت پنجره ی اتاقت پرده آویزون میکنی خونه ی خودتو از ورودبیگانه ونگاه های مزاحم درپناه قراردادی نه که خودتو درقِید وبند وحصار انداخته باشی.بیاید باورکنیم که: حجاب مصونیّت است نه محدودیّت ***************************** خدای بزرگ درآیه ی 59 سوره ی احزاب می فرماید: «ای پیامبر!بازنان ودختران خود وزنان مومنان بگو که خویشتن را به چادر فروپوشند که این کار برای اینکه آنها (به عفّت وحُرّیَّت)شناخته شوند تااز تَعریض وجسارتِ (هوَسرانان)آزار نَکِشند،بر آنان بسیار بهتر است وخدا آمرزنده و مهربان است.» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 6:47 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
سلام. مایکباربیشتربه این دنیا نمیایم.خدا سرمایه ای به ماداده که متاع تموم شدنی دنیاست.وخدا ازما خواسته که بااین سرمایه متاع ابدی بهشت رو بخریم.و اگه ارزش این سرمایه رو ندونیم زیان می بینیم به خدا..!کالای قُلّابی به ما می دن.عملا ممکن نیست که انسان یه بارعمرکنه وتجربه به دست بیاره ودرعُمرِدوم به کار ببنده .اینجاست که باید ازتجربه ی ائمّه وانسانهای کامل استفاده کنیم. چون اونا بودن که سود بُردن درین بازار... چرا؟ چون ازخدا می ترسیدن.فقط ازخدا... می دونی آقا امام صادق درباره ی ترس ازخدابه ما چی فرموده؟! آره 1400سال پیش خطاب به من وتو فرموده: «چنان ازخدا بترس که گویا خدارامی بینی واگر تو اورا نمی بینی ،او تو را می بیند...» |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 خرداد1386ساعت 19:48 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
تاکَسی را به سَرِکوی تو راهش ندهند گریه و سوز دل و ناله و آهَش ندهند تُو نوازش کنی آن راکه نگاهش نکنند تُوپناهش دهی آن راکه پناهش ندهند کوهِ طاعت اگرآرَدبه قیامت زاهد بی تَولّای تو حتّی پرِ کاهَش ندهند یااباصالح المهدی ادرکنی... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 12:9 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
می گویندتاریکترین لحظه شب ،لحظه قبل از طلوع خورشید است. برای طلوع خورشید دعاکنید... اللّهم عجّل لولیّک الفرج |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 19:32 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
عطر سجاده وجانماز مادر،منو عاشق نمازکرده بود. با همون قدّ وبالای کوچولو،می رفتم وضو می گرفتم وپشت سر مادرمی ایستادم وهرکاری که اون می کرد، منم تکرارمی کردم.سالهاگذشت ومنم یواش یواش بزرگ شدم . باورت میشه؟!ازیه چشم به هم زدنم سریعتر!... حالادیگه، سالهاست که خدای مهربون ازمن خواسته که منم نمازبخونم. ومن می دونم که برای چی نمازمی خونم.نماز یعنی تشکر از خدا...نماز یعنی ستون دین...نماز یعنی سرود بندگی... من بانماز به آرامش می رسم.اونم چه آرامش عجیبی! امّا دلم می خواد اونقدر خورشید ایمان دلمو روشن کنه که دیگه همه ی نمازهامو باحضورقلب بخونم.آخه نماز با حضورقلب،یه چیز دیگه ست...می خوام باقلبم به خداتوجّه کنم.وبه اون قدرت لایزال هستی متّصل بشم.مثل قطره ای که به آغوش دریا برمی گرده... آخه منم قطره ای هستم ازدریا.می پرسی کدوم دریا؟!دریای پاک و بی انتهای الهی...مگه نشنیدی!؟ همه ازخداییم به سوی خدابرویم... امام صادق (ع) فرمود:«اول چیزی که انسان به آن محاسبه می شود نمازاست.اگرنمازقبول شد سایر اعمال هم از نمازگزار قبول می شود.واگررد شد اعمال دیگر نیز مردود است.پس هرگاه نماز می خوانی با قلب خود متوجه خدای سبحان باش.تادعا ونماز تو قبول شود وخداباقلوب مومنان به تو رو کند.» کافی/ج3/ص268. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 14:44 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
میگن روزدوشنبه بود.17 ربیع الاول سال 83هجری.درشهرمدینه،ودر یکی ازخانواده های پاک وآسمونی،فرزندی به دنیا اومدکه بعدها مسیر تاریخ وفرهنگ بشریت روتغییرداد.می دونید اون نوزادپاک چه کسی بود؟ جعفربن محمد فرزندامام پنجم ما.همون کسی که امام محمدباقر(ع)او رو درمکتب فضیلت پرورخودش چنان پرورش دادکه هیچ مردی دردانش و فضیلت وعبادت وپرهیز وفضیلت وعبادت وپرهیز،بلندپایه تر از اودر بین جوانان مدینه دیده نمی شد...
پس ازشهادت امام پنجم ما، آقاامام صادق(ع)رهبری معنوی مردم رو دردست گرفت.دوره ی امام صادق،دورانی هول انگیزبود.خلفای عباسی حکومت اسلامی رو که حق خاندان علی (ع)بود به ناحق دردست گرفته بودن.واینجا بودکه برای مقابله باتوطئه های اونا،امام صادق دانشگاه بزرگی رو تاسیس کرد. چون درزمان اون حضرت گسترش عقایدباطل رونق زیادی پیداکرده بود،آقا خودش به مبارزه ی علمی بامذاهب،فلسفه هاومکتبهای نادرست پرداخت. بااینکه در اون زمان نزدیک شدن به امام عواقب شدیدی داشت،چنان جمعیتی دوراوجمع شده بودن که فقط چهارهزارشاگردی داشت که به مرحله ی اجتهاد رسیده بودن.اونا گرداومده بودن تاازدرخت پرباردانش او،میوه ای وازدریای علم او قطره ای درکام تشنه ی خودشون بریزن. وسرانجام آقاامام صادق(ع)در سن 65 سالگی توسط منصوردوانیقی به شهادت رسید.اما می دونید در اون لحظات آخر آقا چه پیامی به ما داد؟! فرمود:(آنکس که نماز راسبک شمارد،شفاعت مابه اونمی رسد) یا صادق آل محمد ادرکنی . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 14:40 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
عشق سهم عاشقان صادق است... کاشکی من صبح صادق می شدم جرعه نوش نورصادق می شدم می شدم مست، از نسیم یاداو وارث یک جان عاشق می شدم می شکفتم ازاشاراتش، شبی عارفی مثل شقایق می شدم آیه ای، آیینه می چیدم از او روشن از نور حقایق می شدم وارث شش اسم اعظم نام اوست فهم اوراکاش لایق می شدم سهم من می شدالهی وصل او تابه درد هجر،فائق می شدم عشق سهم عاشقان صادق است کاشکی درعشق، صادق می شدم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 فروردین1386ساعت 11:14 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
بسمک یا لطیف… کوله بارها رو باید ببندیم.مگه چندروز دیگه فرصت داریم؟!یه روز؟صد روز؟یا هزاران روز؟…فرقی نمی کنه!مهم اینه که تا چشمی به هم بزنیم همش می گذره.وفردا در راهه.فردایی که آفتاب عشق ومهربونی از پشت کوههای سنگی این دنیا طلوع میکنه.صبحی که می تونیم اسمش رو صبح ظهور بذاریم.اما تا دمیدن اون صبح ورسیدن اون روز ما درصبح انتظار به سرمی بریم.یعنی هر روز صبح که از خواب پا می شیم انتظار مااز نو آغاز میشه.به این امید که شاید خدابخواد وصبح بعدی دیگه صبح ظهورباشه.و زمزمه شیرین دعای عهد نغمه هر صبحمون.اما فقط این کافی نیست.هر کاری ازدستمون برمیاد باید انجام بدیم.ما بچه شیعه ها خیلی بیشتر از اینا می تونیم کار کنیم. می تونیم خودمون رو بسازیم ودنیا رو اصلاح کنیم.می پرسی ازکدوم راه؟!خب معلومه! ازراه روشن ونورانی کلام واحادیث هادیان زندگیمون.خبرداریدکه یکی ازاین گنجینه های بزرگ وپربار مال امام صادق علیه السلامه.ومن از همین امروز می خوام راه زندگیمو با توجه به دستورات وسخنان ارزشمند آقا امام صادق (ع) دنبال کنم.می خوام ازهمین امروز جوری باشم که صاحبم ازمن راضی باشه.صاحب من صاحب تو صاحب همه مون. اون آقایی که صاحب زمان و دوران ماست..می خوام کاری کنم که مهدی فاطمه منو به سربازی خودش قبول کنه.وباتوکل به خدا قدم دراین راه می ذارم.از صبح صادق تا امروز که صبح انتظاره.وتا فردای ظهور...صادقانه به شما می گم. بی رودربایستی. اگه مرد راهید بسم الله...! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 22:35 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
حرف اول:
سلام |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 فروردین1386ساعت 9:19 توسط قطره ای ازدریا... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
86/04/08 - 86/04/14 86/03/22 - 86/03/31 86/03/08 - 86/03/14 86/02/05 - 86/02/21 86/02/01 - 86/02/07 86/01/22 - 86/01/31 86/01/05 - 86/01/21 |
|
RSS
|